Friday, May 11, 2007

اخلاق طبقاتی

‹‹اخلاق واقعا انساني فقط در آن مرحله اجتماعي ميسر است كه نه تنها تضاد طبقاتي مرتفع شده بلكه اين تضاد در عملكرد زندگي فراموش شده است›› (1)
اخلاق از مباحث گسترده فلسفي و اجتماعي است و ديدگاه هاي متعدد و متضادي در اين زمينه وجود دارد. سعي داريم به بررسي از ديدگاه طبقاتي بپردازيم و ببينيم اخلاق از اين ديدگاه چگونه است؟؟ براي بررسي اخلاق از ديدگاه طبقاتي لازم است جهان را به صورت ديالكتيكي ببينيم و از اين منظر به بررسي آن بپردازيم. قبل از اينكه وارد مبحث اصلي شويم لازم است توضيحي در مورد ديالكتيك و اينكه ديدن جهان هستي به صورت ديالكتيكي داده شود يعني چه؟؟ در ابتدا هگل به بررسي كامل جهان به صورت ديالكتيكي پرداخت و بعد به وسيله ي فيليسوفان ديگري همچون ماركس تكامل يافت. از لحاظ ديالكتيكي جهان يك كل به هم پيوسته متضاد در نظر گرفته مي شود كه بوسيله اين تضاد و تقابل_ تقابل ميان آزادي و طبيعت، تقابل ميان فرد و جامعه، تقابل روح متناهي و نا متناهي، مقبل انسان و خدا_ به حركت و پويايي خود ادامه مي دهد. هگل جهان را به مصابه خدا يا گائيست (روح كيهاني يا نامتناهي) در نظر مي گيرد. البته انگاره اي از روح كه توسط هگل ساخته مي شود با مفهوم روح و خدا در خداباوري سنتی يكي نيست. اين روح همچون خداي ابراهيم، اسحاق و يعقوب نيست كه بتوان آن را پرستش كرد و با او سخن گفت بلكه روحي است كه توسط انسان هستي دارد. در واقع ساختار عمومي جهان تن يافتگي و بيان گائيست است يعني براي اينكه گائيست (روح) وجود داشته باشد مجبور است خود را در موجوداتي كه كرانمند يا روح متناهي تن بخشد. روح هايي كه بايد موجوداتي زنده و متناهي تن بخشد. روح هایی که باید موجوداتی زنده و متناهی باشند و انواع دیگر موجودات غیر زنده پس زمینه و بنیاد ضروری برای امکان وجود این روح نامتناهی اند.گائیت برای اینکه دارای بعد مکانی و زمانی باشد به این تن یافتگی نیاز دارد.
گائیت و تن یافتگی او در جهان، ناسازگار با وجود خودش است واین ناسازگاری تا آنجا ادامه دارد که انسان در انحصار طبیعت قرار دارد. انسان برای ایفای نقش خود باید خود را آموزش دهد و به موجودی صاحب توانایی خردکه از زندگی غوطه ور در طبیعت جدا شده است بدل گردد. هگل سعی در سازگار کردن تضادها به وسیله خود خرد را دارد.
در حقیقت هگل چیزها را به صورت سلسله مراتبی در نظر می گیرد و از مجموعه در هم و نامنسجم بیرونی که ما به عنوان جهان مشاهده می کنیم می آغازد و مارا در راستای نظامی که نقطه اوج آن گائیست است سوق می دهد.
حال به دیالکتیک از دیدگاه چپ و اینکه چه تغییری در دیالکتیک هگل داد می پردازیم. تفاوت عمده میان این دو در آن است که چپ به تغییرات واقعی در طبیعت و محیط انسانی نظر دارد درحالی که برای هگل نقش کار و محصولات آن به طور عمده برای آفرینش و نگهداری جهان رواست. در واقع هگل به بررسی سلسله مراتبی جهان به صورت کاملا ایده‏آلیستی و ذهنی (تقدم ذهن بر عین) می پردازد. ولی چپ به تقدم عین بر ذهن تاکید دارد و به بررسی جهان به صورت عینی می پردازد. انسان با دگرگون کردن محیط به دگرگون کردن خود می پردازد او در یک جامعه طبقاتی که بر مالکیت خصوصی استوار است زندگی می کند. او از بیگانگی که محصول مالکیت خصوصی و تقسیم کار است به رنج می آید زیرا که در جامعه طبقاتی کار و محصول او از او می گریزند و به واقعیتی بیگانه تبدیل می شوند.
«مالکیت خصوصی ما را چنان ابله و تک ساخته است که یک شئی تنها زمانی از ماست که مالک آن باشیم، زمانی که آن شبیه عنوان سرمایه برای ما هستی داشته باشد و یا هنگامی که توسط ما ... به گونه ای به استفاده در آید» (2)
حال می خواهیم به بررسی اخلاق در چنین جامعه ی طبقاتی، از دیدگاه طبقاتی بپردازیم.
اخلاق که مربوط به تاریخ انسانی است از یک دوره به دوره ی دیگر تغییر می کند. در واقع با تغییر زیر بنای جامعه، روبناهای جامعه که شامل فرهنگ، اخلاق، سیاست، قانون و ... می شود تغییر می کند.
به عنوان نمونه در مورد برابری در قدیمی ترین جوامع مدنی می توان از حقوق برابر زنان و بردگان سخن گفت. ولی نزد رومیان و یونانی ها چنین نبود و اینکه یونانیان و بربر ها و یا رومیان و زیر دستانشان برابر باشند احمقانه بود. مسحیت هم برابری موروثی که با مذهب ستمدیدگان تطابق داشت را می شناخت. با سر ازیر شدن ژرمن ها به اروپای غربی کوشش های مسحیت برای برابری هم پایان یافت و هر گونه تصوری از برابری از بین رفت.
قرون وسطای فئودالی طبقه ای را در خود به نام «بورژوازی» پرورش داد که خود را برابری خواه می دانست. کم کم با رشد صنعت این طبقه قدرت مندتر و قوی تر شد. هر جا که مناسبات اقتصادی آزادی و تساوی حقوق طلب می کرد بورژوازی این شریط را ایجاد می کرد. در اثر پیشرفت اقتصادی خواست آزادی از قید و بند فئودالی و ایجاد برابری حقوق از طریق نابودی بی عدالتی های فئودالی در دستور کار قرار گرفت. امتیازات فئودالی و اشرافی که همواره به دیده ی احترام نکریسته می شد لغو می شد.
در این میان طبقه ی دیگری به نام طبقه ی پرولتاریا( کارگر) شکل گرفت که بر خلاف طبقات زیر دست فئودالی که به اربابان به دیده ی احترام می نگریستند به نابودی طبقه ی بورژوازی می اندیشد او خواستار لغو مالکیت می شود و به بازخواست بورژوازی می پردازد.
هر سه طبقه ی جامعه ی نوین(آریستوکراسی فئودالی، بورژوازی و پرولتاریا) هر کدام اخلاقیات مربوط به خود را دارند که بر گرفته از شرایط طبقاتی خودشان است و از مناسبات اقتصادی که طی آن تولید و مبادله می کنند نشات گرفته است. به عنوان مثال در یک جامعه با مالکیت خصوصی یک دستور اخلاقی مشترک وجود دارد:«نباید دزدی کنی» در حالی که در جامعه ای که انگیزه ی دزدی ( مالکیت) بر طرف شده یاشد مضمون نباید دزدی کنی مورد ریشخند قرار می گیرد.
«در تمام تئوری های اخلاقی که تاکنون پدید آمده اند نتیجه ی شرایط اجتماعی اقتصادی همان مرحله است»یعنی اعتقادات طبقاتی هر طبقه منعکس کننده ی منفع طبقاتی آن طبقه است. ما می توانیم در اخلاق بورژوازی منافع این طبقه را ببینیم. نظریه های ستایشگر بورژوازی که اخلاق طبقاتی را نفی می کنند بر گرفته از همین شرایط طبقاتی آنهاست.» (3)
البته خصلت اخلاق سرمایه داری (بورژوازی) در این نیست که صریحا به دفاع از منافع طبقه ی خود بپردازد بلکه برنامه ی مقدم آن دفاع از فردیت است. آن ها چنان وانمود می کنند که گویا اخلاق بورژوازی مدافع منافع مقدس هر انسانی در انسانی در هر شرایط و هر طبقه ای است. ولی در واقع اخلاق بورژوازی ضعیفان همواره تحقیر و کنش قدرتمندان مورد ستایش قرار می گیرند این سمت گیری در مبانی نظری نیچه نیز نمود یافته است. نیچه از دو گروه سروران و گروه برده ها که به صورت گله ای زندگی می کنند نام می برد. که اخلاق سروران، اخلاق بزرگمنشانه و انسانی است که به گروه ضعیف به دیده دلسوزی و ترحم می نگرد و اخلاق برده ها اخلاقی فاسد و سرشار از کینه و تنفر به گروه سروران است. این سمت گیری در سمتگیری های افراطیِ مختلف (گروه های دسته راستی، فاشیست ها، نژادپرستان و ...) دیده می شود. اینها به انسان به صورت کلی نظر ندارند بلکه به آدمهای معینی نظر دارند: به سفیدانی که بر سیاهان حکومت می کنند، به مالکین، به سروران و آدم های موفق.
بورژوازی با تکیه بر جمله های زیبا و لیبرالی زیر نقاب دفاع از بشریت و به طور کلی با تکیه بر فرد گرایی مطلق بهتر از هر اصل دیگری به تحکیم طبقه ی خود می پردازد.
تاریخ نشان می دهد که حتی طبقات استثمار شونده هم گاهی به نوشتن اخلاق غیر طبقاتی پرداخته اند تا از این طریق به دفاع از منافع طبقه‏ی خود بپردازند. این رویکرد معمولا در طبقه ی خورده بورژوا (طبقه ای که بین طبقه ی بورژوا و کارگر در نوسان است) دیده می شود. آن ها سعی دارند با تکیه بر ایدئولوژی خردگرایی و اصل مالکیت خصوصی با افتخار به منافع طبقاتی به دیده ی تحقیر بنگرند.
«چنان گسترده که به ما امکان می دهد عالیجنابانه همه ی اختلافات طبقاتی را نادیده بگیریم و نه درباره ی طبقه ها جداگانه بلکه درباره ی تمام ملت به صورت جداگانه صحبت کنیم.» (4)
ولی اخلاق پرولتاریایی اخلاقی است که مستقیما در خدمت مناقع این طبقه قرار دارد و کارکرد آن عبارتست از سرنگونی سرمایه داری، اخلاق پرولتاریایی اخلاقی است که راه را برای ایجاد یک جامعه ی سوسیالیستی هموار می کند. اخلاق طبقه ی انقلابی نه تنها با دیدگاه های طبقه ی حاکم بلکه با رسم و آدابِ اسارت بار جامعه ی سرمایه داری نیز سر سازگاری ندارد. پرولتاریا با همه ی اخلاق های باقیمانده‏ی کهنه اخالقیات مسیحی- فئودالی، اخلاقیات بورژوائی، میهن پرستی و هر گونه اخلاقی که به استثمار او می پردازد، به مبارزه بر می خیزد.
پرولتاریا طبقه ای است انقلابی که با هر گونه تبعیت کورکورانه و با هر گونه تحقیر و بندگی به مبارزه بر می خیزد، اخلاق خودش را دارد و از آن دفاع می کند. او اخلاقی ایجاد می کند که برای خبرگان و غیر خبرگان، برای با استعداد ها و بی استعدادها، برای با سوادان و بی سوادان دارای یک نوع انضباط است. البته این به معنای از بین بردن شخصیت ها و از بین بردن تفاوت آن ها نیست. پرولاتاریا بر خلاف متفکران بورژوازی است که برای از بین بردن تبعیت های کورکورانه به توصیه برای از بین بردن اخلاق می پردازند.
همان طور که نشان دادیم اخلاق از دیدگاه طبقاتی در هر شرایطی ویژگی های خاص خودش را دارد. معیار های اخلاقی همچون نیروهای عینی بر خرد اثر می گزارند. بیگانگی و تعبد نشان دهنده شرایط اقتصادی خاصی است که می توان مبنای اقتصادی آن را مالکیت خصوصی و تقسیم کار دانست.
«مردم همیشه قربانی ناآگاه فریب و خود فریبی بوده اند و خوهند بود مگر زمانی که یاد بگیرند که در پشت هر جمله ی اخلاقی، منافع یکی از طبقه ها نهفته است.» (5)
نویسنده: یاسر ریگی

Thursday, May 10, 2007

تحقیق در مورد اپیدمی خود سوزی زنان در تاجیکستان

در تاجیکستان فقر، بیچارگی و اطاعت کامل از مرد دلیل خود سوزی صد-ها زن در سال است. برای تحقیق در مورد شرایط زندگی زنان و خود سوزی آنها با چندین نفر از جمله روانپزشکان، پزشکان بیمارستان سوانح و سوختگی، سازمان–های غیر دولتی (ONG)که در این زمینه فعالیت میکنند و چند زن جوان ملاقات کردیم.
یکی از روانپزشکان که بیشتر در این زمینه تجربه دارد، در مورد گذشته و زندگی کنونی زنان چنین اظهار داشت: زندگی زنان تاجیک واقعا یک فاجعه است. در گذشته، ( اتحاد شوروی) حزب کمونیست، برابری ظاهری بین زن و مرد را به این منطقه تحمیل کرد، یک نوع قانون برابری بدون درک درست و واقعی از مفهوم این برابری. در حال حاضر، سنت-های قدیمی، چند همسری (پلی گامی) و اطاعت مطلق زن از مرد دو باره رایج شده است.
به نظر من، فقر، بدبختی، شرایط بد اقتصادی، مرد سالاری و چند همسری دلایل اصلی خود سوزی صد-ها زن در سال است. در حقیقت، خود سوزی زنان از نظر روانپزشکی بیانگر بن بست و ناامیدی کامل آنها است. آمار دولتی و سازمان بهداشت جهانی (OMS) در مورد خودکشی زنان در این کشور کاملا غیر واقعی است (از هر 100.000 نفر 2,3 نفر خود کشی مکنند). اگر چه بیشتر خانواده-ها خود سوزی زنان را پنهان میکنند و آنرا تصادفات خانگی جلوه میدهند ولی باید به روشنی و بدون تردید در مورد اپیدمی خود سوزی زنان در تاجیکستان صحبت کرد.
اکثر این خود سوزی–ها ناشی از درگیری-های خانوادگی و شرایط زنان در خانواده است، چرا که بطور سنتی، زن جوان باید با خانواده همسر زندگی کند و باز بطور سنتی باید از همسر و مادر همسر خود اطاعت کند. در چنین شرایطی، با زنان جوان مانند خدمتکار خانگی رفتار میشود.
پزشکی که در مرکز سوانح و سوختگی-های درجه 1 کار میکند اظهار داشت که هر سال بیش از 50 زن خود سوزی کرده را معالجه میکند. این تعداد آماری هستند که به بیمارستان پایتخت ( دوشنبه) آورده میشوند. تعداد زیادی از آنها قبل از آنکه به بیمارستان آورده شوند میمیرند. این پزشک هم دلیل اصلی خود سوزی زنان را مشکلات خانوادگی ارزیابی میکند. در تاجیکستان پلی گامی و اطاعت از مرد و مادر شوهر دلائل اصلی خود سوزی–ها است. زمانی که مرد همسر دوم اختیار میکند، به زن اول پول و مخارج کمتری میرسد، وضعیت مالی زنان را زمانی که مرد همسر سوم و چهارم هم داشته باشد در نظر بگیرید. غیر از مسئله مالی و شرایط بد اقتصادی، طبق فرهنگ و سنت، زن اول احساس تحقیر و سرافکندگی را هم بایدتحمل کند.
یکی از مسئولین سازمان غیر دولتی بنام ( مادر) در این مورد اینطور اظهار نظر میکند.
به تمام این شرایط، فقر، بدبختی، بیکاری، مردسالاری، کتک خوردن شبکه معاملات زنان را هم که بسیار فعال هستند باید اضافه کرد. هر سال، هزاران زن جوان از این طریق بعنوان فاحشه تاجیکستان را به قصد خارج بویژه امارات عربی، و ترکیه ترک میکنند.
جنگ همه چیز را در این جا ویران کرده است، تعادل روانی و اخلاقی بسیاری از تاجیک-ها را تغیر داده است. اکثر اوقات، خانواده-ها دختران خود را تشویق میکنند که به کشور-های عربی و امارات و یا کشور-های دیگر بروند. اکثر آنها در شهر دوشنبه دستگیر میشوند و پس از گذراندن چند ماه در زندان، خود آنها به اعضاء و یا رئیس شبکه معاملات تبدیل می-شوند. متاسفانه، ما امکانات لازم برای تغیر شرایط آنها را نداریم. این زنان احتیاج به کار، پول و شرایط بهتر زندگی دارند که ما قادر به ایجاد و فراهم کردن این شرایط برای آنها نیستیم.
گفتگو با دو زن جوان
ساریون، رن جوان 26 ساله-ای که اقدام به خود سوزی کرده بود بخشی از زندگی فلاکت بار خود را این چنین تعریف کرد.: من نمی خواستم خودسوزی کنم، فقط میخواستم خانواده-ام، بویژه برادرم را بترسانم. زیرا او همیشه مرا زیر لگد میگیرد. من از سن 12 سالگی در دانشگاه دوشنبه بعنوان نظافتچی کار کردم. با پولی که در آوردم میتوانستم درس بخوانم. دوست داشتم وکیل بشوم. من تنها دختر خانواده هستم و برادرم اصرار دارد که من در خانه بمانم و بعنوان خدمتکار در خانه کار کنم، برای همین اکثر اوقات مرا زیر لگد میگیرد. فکر کردم، خود سوزی تنها راه نجات من از این شرایط است
با نرگس، زن 24 ساله دیگری که در دهکده-ای در 30کیلو متری دوشنبه زندگی میکند در مورد شرایط زندگی-اش صحبت کردیم.
نرگس میگفت که همسرش مانند بسیاری دیگر از مرد-های این دهکده برای کار به روسیه رفته است. اکثر آنها بعنوان باربر آنجا کار پیدا میکنند. در مدت 6 ماهی که رفته، فقط یک بار پول فرستاده است. من نمی دانم چقدر پول برای خانواده-اش فرستاده است. اینجا، اصلا مرسوم نیست که زن در جریان امور مالی همسرش قرار بگیرد. ولی خانواده او برای درمان بچه کوچکم که اکثر اوقات مریض است به ما کمی پول دادند. نرگس ادامه داد که من شوهرم را قبلا نمیشناختم تنها در روز ازدواج با او آشنا شدم. خانه ما همانطور که میبینید نه آب دارد و نه برق. من فقط یک باغ کوچک دارم که با آن زندگی دو بچه-ام را میگذرانم. برای من کارکردن در باغ، کاشتن، دروکردن و بچه داری مشکل است ولی خوب راه چاره دیگری نیست. من هم در مورد خودسوزی-ها شنیده-ام ولی فعلا ناراضی نیستم.
لورین میوت (Lorraine Millot) از روزنامه فرانسوی زبان لو کوریه (Le Courrier)
مترجم: مرجان افتخاری

Monday, May 7, 2007

نشریه خاک شماره 25 به چاپ رسید


:مطالب مندرج در این شماره عبارتند از

خطوط عمده حرکت چپ رادیکال..............بهروز کریمی زاده
توافقات اقتصادی و تناقضات سیاسی............مهدی گرایلو
طبقه کارگر مفهومی بنیادین در جنبش چپ...........شاهو رستگاری
دیکتاتوری پرولتاریا ،گذار به رهایی.........بهزاد باقری
مارکس و طبقه کارگر...........مهدی اللهیاری
مبارزه طبقاتی و مفهوم طبقه..........امین قضایی
گفتاری در هنر کارگری............کاوه عباسیان
از سرمایه داری تا ترافیک شهری.............پیمان پیران

Sunday, May 6, 2007

اخبار ازدانشگاه پلي تكنيك ( امير كبير )

صبح روز 5 شنبه 13 ارديبهشت ماه ، ساعت 11 صبح ، احمد قصابان (‌مدير مسئول يكي از نشريات دانشجويي دانشگاه پلي تكنيك ) به همراه دوستش مجيد توكلي در خيابان مشغول پياده روي بوده كه توسط نيروهايي ناشناس ربوده شده است هنوز هيچ اطلاعي از وضعيت اين دانشجوي در دسترس نيست . در همين روز مجيد شيخ پور - ديگر دانشجوي اين دانشگاه - نيز بازداشت شده كه البته يك ساعت پس از آن آزاد شده است . گفتني ست فضاي دانشگاه پلي تكنيك همچنان نا آرام است . روز شنبه 15 ارديبهشت تعدادي از دانشجويان اين دانشگاه با تجمع در برابر كلاس درس رييس دانشگاه (‌رهايي ) با شعارهايي در اعتراض به نحوه رياست وي و وضعيت نا مناسب دانشگاه خواستار پاسخگويي هر چه سريعتراو شدند .

Saturday, May 5, 2007

« ناقوس مرگ چپ محفلی!»

نتایج عملکرد چپ رادیکال ایران در عرصه های مختلف اجتماعی از جمله در دانشگاهها و در ارتباطش با بخشهای مختلف کارگری در چند وقت گذشته ثابت کرده است که این نیروها در تاکید بر موضع گیری قاطعانه و صریح در مخالفت با کمونیسم بورژوایی و احساساتش و همچنین در رابطه با دیگر عابدین تنها نظاره گر درگاه واقعیت!، حق داشته اند . امروز چپ رادیکال ایران، فقط پرچم احساسات کمونیستی نیست، چپ رادیکال ایران مکتب فلسفی هم نیست. به همین خاطر منافعش را خارج از دایره منافع بورژوازی و تمام آنهایی می داند که اخیرا هنجره های خود را برای تشکیل یک جبهه تمام خلقی پاره می کنند.( قابل توجه حضرات مدعیان داخلی و خارجی)
از نظر چپ رادیکال دانشگاههای تهران، متد پیشگویی کردن انقلاب و ایستادن در لیست انتظار برای تحولات بنیادین آتی، نقطه مقابل تئوری انقلاب و خارج از استنتاج مارکسیستی است. در نظر ما معتقدات لنین درباره اهمیت مبارزه طبقه کارگر در راه مشخصا دیکتاتوری پرولتاریا، امروز حتی بیشتر از گذشته قابل پیگیری است. برای ما، وظایف چپ رادیکال و اهداف سوسیالیستی آن در یک وحدت دیالکتیکی جلوه گر می شوند، و ما در اجرای این وظایف همچون یک روند واحد، که دارای خصلتی از جنس تهور و نه ماجراجویی است، با اتکاء به اراده، حرکت خود را واقع بینانه ادامه می دهیم.
چپ رادیکال ایران، که بخشی از آنها را فعالین دانشجویی، کارگری و زنان تشکیل می دهند، ضمن اینکه جدال اصلی در نظام جهانی سرمایه داری را معطوف به نقد یکی از کودکان سر بر آورده شیوه تولید امروزی یعنی اسلام سیاسی در منطقه می داند، اما همچنان بر این عقیده است که رقابت واقعی ما با جناح راست بوژوایی و حتی مقابله با آنانی است که در شرایط حساس و بغرنج امروزی، بنا بر ماهیت ایده آلیستی خود به تدریس دروس فالگیری و پیشگویی انقلاب سوسیالیستی در ایران می پردازند!

واقعیت روشن است اگر تاکنون چپ رادیکال، بخشی از نیروهای خود را صرف قلدران لیبرال داخلی و خارجی و افشای آنان می کرد، امروز در آن سوی جبهه در مقابل خرده گروهها و جریاناتی نیز ایستاده است، که خود را، از آن نحله تئوری کمونیسم می پندارند وخواسته یا نا خواسته با تمکین در مقابل بورژوازی و تمام صاحبان سرمایه با ابزارها و رسانه هایش قصد تزریق و بازتعریف این جنبش را به نفع خود دارند. روی تیغ نقد ما مشخصا با آنانی است که خنده آور و از روی بیکاری به تاسیس بنگاههای حقیقت یابی مشغولند و مبارزه را در کار ژورنالیسم، خبر رسانی و آه و ناله کردن خلاصه کرده اند. اینان همان جریاناتی هستند که چنانچه فرصتی هم گیر بیاورند، بدشان نمی آید حتی جنبش چپ رادیکال دانشگاههای ایران را هم علیرغم گیر کردن خود در باتلاق پاسیفیسم ، متهم به چند نفر گروه احساساتی!! بکنند و در جهت تخریب آن قدم بردارند.

جالب اینجاست که سرگشتگی و ندانم کاری این خرده گروهها تحت تاثیر روابط غرب با اسلام سیاسی در ایران کم و زیاد هم می شود، به طوری که بوی کباب کنار آمدن با غرب که اخیرا نیروهای جنبشی بورژوازی ایران را سرخوش ساخته است، باعث گردیده تا عده ای از خرده گروهها و جریانات متزلزل چپ نما هم، به راست گرایش پیدا کنند.
بر نیروهای چپ و رادیکال ایران مانند روز آشکار است که بورژوازی ایران وقتی که راه وفاداری به تاج و تخت و ولایت را انتخاب نمی کند و در صف ناسیونالیسم عظمت طلب، برای مخالفت با رژیم سیاسی قرار
می گیرد، به خاطر آن است که امتیازات اقتصادی خود را از دستبرد اسلام سیاسی مصون دارد، رژیمی که قصد دارد قسمتی از بار حفظ تمامیت اسلام سیاسی در منطقه را به دوش آنها بیاندازند. در همین کشاکش است که ناگهان شاهد چرخش های سیاسی عجیب و غریبی از سوی نیروهای (به قولی مخالف وضع موجود و
حاشیه ای) از ناسیونالیسم رادیکال گرفته تا چپ سنتی هستیم. نیروهایی که زیر بار تصمیمات قدرت سیاسی داخلی و خارجی، تغییر ماهیت داده و همانند کشی که با تحرک نیروهای مترقی ، کشیده شده، دوباره به حالت اولیه خود یعنی به ضمیر خود نهفته کمونیسم بورژوایی و راست بر می گردند. اینجاست که بعد از مدتی خواهید دید چکونه هواداران ناسیونالیسم رادیکال با ادبیات لیبرالی خود برای فرار از تحمیل هزینه های ناشی از این روابط به دامان هاشمی رفسنجانی و جبهه مشارکت و ... مجددا در می غلطند. ودر همین جاست که چپ سنتی و حقیقت گوی ما !! بنا بر خصلت بورژوایی اش با تمام ایده آلهای خود هر چه بیشتر نه تنها از طبقه کارگر بلکه از مردم عادی هم دورتر و دورتر می شود و به انزوا در می آید.
با این اوصاف، جواب ما به همه آنهایی که از دیدگاه راست و تنها در جهت تخریب این نیروها اقدام می کنند این است که:
افقی که شما ارائه می دهید، افق کمونیسمی که می تواند پشتوانه طبقه کارگر را به همراه داشته باشد، نیست. دیدگاه شما در کردار، فرسنگها از آزادی و برابری فاصله دارد. به گفته آن نویسنده شهیر فرانسوی « شما تنها وحشت دارید که ظاهرتان گواهی ندهد که به آن معتقدید» عدم توانایی بسیاری از شما خرده گروهها و دیگر نیروهای انفرادی منفعل، در ارائه راه حل های صحیح ( حتی برای مسائل و مشکلات ساده روزمره مردم ایران) نشان از تمکین در مقابل بورژوازی رادیکال دارد. به همین دلیل است که تا فرصتی پیش می آید، درنقش یک مخرب حلقه به گوش، بلاهت وار از ضربه زدن به چپ رادیکال ایران، تنها نیروی فعال و اکتیو شرایط موجود، کوتاهی نمی کنید.
باشد تا صبح دولت شما بدمد.

Tuesday, May 1, 2007

گزارش تجمع کارگران در یازدهم اردیبهشت ماه روز جهانی کارگر

برگزاری مراسم اول ماه می روز جهانی کارگر با حضور چندین هزار نفر از فعالین بخشهای مختلف کارگری در ورزشگاه شیرودی برگزار شد. برگزاری این مراسم از ساعت 30/8 صبح با سخنرانان رسمی دولتی آغاز شد که با اعتراض شدید جمع زیادی از کارگران همراه بود. قابل ذکر است در این مراسم شاهد حضور فعالین دانشجویی، معلمان و زنان نیز بودیم. این تجمع کارگری تا 30/10 در محوطه داخلی ورزشگاه برگزار شد و پس از آن به داخل خیابانهای اطراف از جمله خیابان مفتح کشیده شد. جمعیت سه الی چهار هزار نفری تجمع کننده در خیابان به سمت میدان هفت تیر حرکت کرده و در این حین به سر دادن شعارهایی از قبیل( شعارهای غالب) : مرگ بر حامی سرمایه دار، اعتصاب، تشکل حق مسلم ماست، اعتصاب، سندیکا حق مسلم ماست، کارگر ، کارگر اتحاد اتحاد، کارگر ، معلم ، دانشجو اتحاد اتحاد ، معلم به تجمع کارگر خوش آمدی، محمود صالحی آزاد باید گردد، کارگر زندانی آزاد باید گردد، قرداد موقت ، اصول برده داریست، قرداد موقت ملغی باید گردد، وزیر بی لیاقت ، استعفا استعفا ، ای مردم باغیرت ، حمایت حمایت.

در ضمن سر دادن این شعارها ، پلاکاردهایی نیز در حمایت از کارگران بالا رفته بود که می توان به پلاکارد بزرگ، کارگران جهان متحد شوید_ کارگر دانشجو، معلم ، پرستاراتحاد اتحاد ، اشاره کرد .
در سه ساعت نیم برگزاری این تجمع بزرگ که بسیاری از مردم نیز در خیابان به همراهی با آن پرداختند، شاهد درگیری تجمع کنندگان با نیروهای امنیتی و لباس شخصی که قصد پراکندن تجمع کنندگان و دستگیری عده ای را داشتند، بودیم. لازم به ذکر است هنوز از تعداد بازداشت کنندگان این مراسم اطلاعی در دست نیست ولی بر طبق شهادت حاضرین در این تجمع دست کم 10 نفر از شرکت کنندگان در این مراسم ( که سه نفر از آنها دانشجویان دانشگاه تهران هستند) بازداشت شده اند که احتمالا آنها را به کلانتری میدان نیلوفر انتقال داده اند. در حال حاضر هنوز اطراف خیابانهای منتهی به ورزشگاه ، پلیسی می باشد. نادیده نماند تعدادی از نیروهای پلیس با اقدامات خشونت آمیز خود موجبات اذیت و آزار تظاهر کنندگان را ایجاد کرده بودند که با برخوردهای قهر آلود تجمع کنندگان راهی بیمارستان شدند.
www.16azar1385.blogspot.com

خروش کارگران معترض در روز جهانی کارگر

امروز اول ماه می، مراسم روز جهانی کارگر با شرکت هزاران کارگر معترض و حمایت دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب برگزار شد. خانه ی کارگر که به خیال خود قصد برگزای یک مراسم سخنرانی آرام را داشت با خروش صفوف به هم پیوسته ی کارگران و دانشجویان مواجه شد و برنامه ی خیمه شب بازی اش را وقتی از دست رفته دید که تمامی کارگران فریاد زنان پشت به سخنرانان از ورزشگاه شیرودی خارج شده و وارد خیابان مفتح شدند. کارگران پس از این اقدام معترضانه در حالی که شعار می دادند به سمت میدان هفت تیر به راه افتادند. تعدادی از شعار های کارگران بدین قار بود:
کارگر دانشجو اتحاد اتحاد
تشکل اعتصاب حق مسلم ماست
کارگر معلم اتحاد اتحاد
مرگ بر حامی سرمایه دار
مجلس قانون گذار سربه سر ما نذار
رزمنده ی دیروزی شرمنده ی امروزی
کارگر زندانی آزاد باید گردد
محمود صالحی آزاد باید گردد
قراردادموقت ملغی باید گردد
مرگ بر دولت سرمایه دار
وزیر بی لیاقت استعفا استعفا
مرگ بر جهرمی
و . . .
پس از حضور چند هزار نفری کارگران در خیابان مفتح، خیابان کاملا بسته شد . البته با این حال نیروی انتظامی به فرماندهی سرهنگ همتی معروف(فرمانده ی سرکوب تمام حرکت های اعتراضی) به ماشین ها فرمان حرکت می داد و بدین وسیله سعی در پراکنده کردن جمعیت داشت. نیروی انتظامی برای ارعاب جمعیت چند بار سعی کرد دست به دستگیری های پراکنده ای بزند ولی در نهایت ناباوری
با برخورد شدید و خشمگینانه ی کارگران رو به رو شد و در این بین چند سرهنگ ازجمله همین سرهنگ همتی از ضربات مشت و لگد کارگرا ن بی نسیب نمانده و به داخل جوی آب پرت شدند. در لحظاتی که کارگران با برخورد های خشونت آمیزنیروی انتظامی رو به رو می شدند شعارهایی از این دست سر داده می شد:
نیروی انتظامی خجالت خجالت
حکومت زور نمی خوایم پلیس مزدور نمی خوایم
نیروی انتظامی نوبت ما هم میشه
لازم به ذکر است که اولین برخورد خشونت آمیز کارگران با نیرو های حکومتی هنگامی بود که یکی از نیروهای لباس شخصی سعی کرد پلاکارد"کارگران جهان متحد شوید" را پایین بکشد.
در ادامه ی حرکت کارگران به سمت میدان هفت تیر،نیرو های پلیس که برخورد های قاطع کارگران را دیده بودند ، این بار با تعدادی بیشتر و مسلح به سپر و باتوم و تعدادی نیز سوار برموتورهای کراس قرمز رنگ به خیابان ریختند و سعی کردند سر هر کوچه و خیابان فرعی جمعیت را به بیراهه هل دهند که در این کار ناموفق ماندند و به هر ترتیب که بود جمعیت پس از زد و خورد بسیار خود را به میدان هفت تیر رساند و در آنجا نیز فریاد های اعتراض ادامه پیدا کرد و بدین ترتیب مراسم حکومتی خانه کارگر به مراسمی ضد حکومتی و بر علیه نظام سرمایه داری تبدیل شد که در آن نه تنها کارگران به دلقک های خانه کارگر اجازه سخنرانی ندادند بلکه انها را به حاشیه رانده و مراسم شان را بر هم زدند و خود پرچم دار اعتراض خود شدند.

Monday, April 30, 2007

عکسهای مربوط به جلسه سخنرانی در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران

روز گذشته در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران به مناسبت روز جهانی کارگر جلسه سخنرانی ای با حضور اکبر معصوم بیگی ، دکتر سعیدی، مهدی گرایلو و حسن مرتضوی بر گزار شد. در این مراسم تعدادی ازفعالین دانشجویان مختلف دانشگاههای تهران نیز حضور داشتند. قابل توجه است علی رغم اینکه یک ساعت زودتر مراسم سخنرانی به دلایل نامعلومی کنسل شد، اما ادامه گفتگو و بحث های درگرفته به بیرون سالن وبه بوفه دانشکده منتقل شد.
همزمان با برگزاری جلسه سخنرانی، نمایشگاه عکسی با موضوع
تضاد طبقاتی در هزاره سوم نیز جلوی سالن ابن خلدون برگزار شده بود